حسين فاطمى

119

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

نورانيت امير المؤمنين عليه السّلام با انبياء و مرسلين يعنى مصاحب معنوى و معين و مغيث باطنى بوده . چنان كه خودش فرمود : با ابراهيم خليل در آتش نمرود بودم و به اذن خلاق عالميان آتش را بر او بردا و سلاما كردم . و بودم با موسى كليم اللّه و اسرار تورات را بر او تعليم كردم . و من بودم با عيسى روح اللّه و انجيل و اسرار آن را بر او تعليم نمودم . و بودم با سليمان بن داود و براى او تسخير كردم مردهء شيطان را . پس آن مولاى متقيان جمع كثيرى را از انبياء و مرسلين ذكر فرمود . مؤيد اين مطلب آن است كه جبرئيل امين خدمت سيد المرسلين عرض كرد : يا رسول اللّه ! « إن اللّه بعث عليّا مع الأنبياء باطنا و معك ظاهرا » « 1 » . بعد از آنكه قلم تقدير ربانى جارى شد بر تولدش و خروجش از عالم جبروت و ملكوت به اين عالم ناسوت ، پس اضافه شد بر آن حقيقت نورانيه ، صورت بشريه متناسبه با اين عالم حسى و مشاهد و لكن اقتصار نمىكنيم . به افاضه صورت واحده بلكه ميگوئيم صورت متعدده كثيره افاضه شده متناسبه و غير متناسبه . امّا بيان اول : چنان كه در اخبار مستفيضه بلكه متواتره وارد شده ، حاضر شدن آن ولى اللّه اعظم در بالين هر مؤمن و كافرى ، در حالت احتضارش و حال آنكه در لحظه واحده هزاران نفر مىميرد از افراد بنى آدم . پس حضورش در نزد همه به سبب آن صورت متعدده كثيره است كه افاضه است بر آن حقيقت واحده نورانيه . و مؤيد و مسدّد اين بيان ، ميهمان شدن آن خليفة اللّه است در يك شب ، در خانه‌هاى متعدد چهل نفر از صحابة . امّا بيان دوم : چنان كه روايت شده است كه در واقعه طفوف شيرى مىآمد هنگام غروب آفتاب به مصارع قدسيه شهداء و به آنها نظر مىنمود تا خود را مىرسانيد به جسد انوار اقدس جناب سيد الشهداء پس مىنشست و آن را در آغوش مىگرفت مىبوييد و مىبوسيد و گريه و شيون و افغان مىنمود و جماعتى از طايفه مؤمنين جن كه در آن صحرا نوحه و ندبه بر جناب سيد الشهدا مىكردند مىگفتند كه : اين شير جناب امير المؤمنين عليه السّلام است . پس از آن تحقيقات ظاهر و واضح شد . « 2 » سرّى از اسرار اينكه : مردم گاهگاه ائمه طاهرين را مشاهده مىنمودند بر صور مختلفه و حالات متفرقه و عجيبه . از اينجا براى مدبر و متفكر ، اسرار بسيار ظاهر مىشود . تا اينجا كلام آن محدث ربانى و عارف حقانى بود .

--> ( 1 ) . القصص جزائرى ص 91 . ( 2 ) . انيس الادباء 130 .